قیمت طلا امروز




 سایت شهرآرانیوز / ۲۵ ساعت قبل

درباره سعید صادقی، عکاس جنگ هشت ساله | چشم در چشم جنگ

هم زمان با روز عکاسی درباره سعید صادقی نوشته ایم، کسی که از آغاز تا پایان جنگ تحمیلی رژیم بعثی عراق علیه ایران در جبهه عکاسی کرد​
 درباره سعید صادقی، عکاس جنگ هشت ساله | چشم در چشم جنگ

مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ صدای انفجار از حوالی مهرآباد می‌آید. لحظاتی بعد، ستون دود در آسمان غرب تهران بالا می‌رود. هواپیما‌های عراقی فرودگاه مهرآباد و اطراف شهرک اکباتان را هدف قرار داده‌اند. تهران برای نخستین بار، صورت برافروخته جنگ را از نزدیک می‌بیند. میان مردمی که هراسان از محل حادثه دور می‌شوند، او خلاف جمعیت حرکت می‌کند.

بند دوربین را دور گردنش می‌اندازد و با تمام توان می‌دود. عکاس روزنامه جمهوری اسلامی است. لنز را به سمت دود، آتش و آدم‌های بهت زده می‌چرخاند. درست چند روز بعد، وقتی خبر بمباران شدید خرمشهر و آبادان را می‌شنود، دوربینش را برمی دارد و این بار راهی مرز‌ها می‌شود.

مردم دسته دسته خانه هایشان را ترک می‌کنند و رزمنده‌های محلی، هنوز نمی‌دانند کی و چطور نیرو‌های کمکی به فریادشان می‌رسند. او آن روز‌ها را در جبهه می‌گذراند و روز‌های بعد را هم. بیش از ۷۴ ماه، در جبهه‌ها می‌ماند. دو سال اول نه سهمیه غذا دارد، نه لباس و نه پوتین. پلاکی دور گردنش نیست.

فرماندهان گمان می‌کنند این عکاس جوان دیر یا زود قافیه را می‌بازد و راهی تهران می‌شود. منتظرند بازگردد و او هربار، با هزینه شخصی لباس و کفش می‌خرد و به ماندن ادامه می‌دهد. فاصله او با مرگ، تنها به اندازه بدنه دوربین است. رزمنده‌ها رفته رفته به حضورش عادت می‌کنند. 

دیگر کسی جلوی لنز او ژست نمی‌گیرد. هرچه هست، روزمره‌های اردوگاه و پشت سنگر است. او در کنار سربازان راه می‌رود، می‌خوابد، منتظر می‌ماند و وارد عملیات می‌شود. آدم‌ها برایش سوژه‌های گذرا نیستند، کسانی‌اند که ممکن است امروز با آن‌ها چای بنوشد و فردا فقط نگاتیوی از آن‌ها باقی بماند.

قاب‌هایی با بوی باروت

«سعید صادقی» عکاسی را در سال ۱۳۵۷ آغاز کرد. دو سال بعد، جنگ مسیر حرفه‌ای او را به کلی تغییر داد. او دیگر فقط عکاس مطبوعات نبود. اعزام نیروها، زندگی در پشت خاکریز، انتظار پیش از عملیات، تن رنجور مجروحان، اسرا، ویرانی شهر‌ها و بازگشت رزمندگان موضوع عکس‌های او شدند. خرمشهر، عملیات بیت المقدس، جبهه‌های غرب، والفجر و حلبچه، هرکدام بخشی از حافظه تصویری او را ساختند.

باید در چند ثانیه تصمیم می‌گرفت کجا بایستد، چه چیزی را درون قاب نگه دارد و چه چیزی را حذف کند. گاهی نور کم بود. …